|
، بي تاب دلم گشتي من فاتح دژهاي ، دل هاي كسان بودم تو فاتح يكتاي ، ابواب دلم گشتي آنگاه كه پيوستند ، جان من و تو در هم آفاق دلت گشتم ، الهام دلم گشتي گفتي كه برفت از دست ، آرام و قرار دل آنگه كه شراب هجر ، ، در جام دلم گشتي گفتم به نهان با تو ، از هجر چه مي گويي اينك كه تو آغاز و ، فرجام دلم گشتي گه گاه در انديشه ، رخسار تو مي ديدم فرياد كه رخسار ، مادام دلم گشتي ديگر مرو از پيشم ، مهمان دل ريشم پيش آي كه چون شهدي ، در جام دلم گشتي پايان رهي بوديم ، زين راز شديم آغاز بر بال دلم بنشين ، پرواز دلم گشتي اين راز مگو زنهار ، با بي خبران اغيار گنجينه به دل بسپار ، همراز دلم گشتي چون زمزمه اي گشتم ، كارام دلت باشم آرام دلم بردي ، فرياد دلم گشتي استاد بدم چندي ، در مكتب من بودي اين رابطه وارون شد ، استاد دلم گشتي اكنون كه بشد اينسان ، آباده ما ويران در كوي پريشاني ، ميعاد دلم گشتي گفتي كه به شب ها خواب ، از ديده گريزان شد من خواب دلت گشتم ، بيدار دلم گشتي گفتي كه دوائي كن زين زخم دل ما را درمان دلت گشتم ، بيمار دلم گشتي گفتم نفسم درماند ، آهسته نما اقدام گفتي كه توئي راكب ، افسار دلم گشتي از مهر چه مي خواهي ، اي تشنه اين چشمه انكار همي بودم ، اقرار دلم گشتي
ای کاش اهمیت تو نگاه تو باشه نه چیزی که برآن مینگری. قلب سازيست آسماني، بايد نحوهي نواختن آنرا آموخت. اگر ندانيم چگونه ساز دل بنوازيم، زندگي را به قصهاي غمبار تبديل كردهايم. زيرا نغمههايي كه در دل داريم هرگز مترنم نميشود و در گور خواهند خفت.
آيا ميدانستيد آنهايی که از نظر احساسی بسيار قوی به نظر ميرسند در واقع
بسيار ضعيف و شکننده هستند . آيا ميدانستيد که آنهايی که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسی برای مراقبت نياز دارند با اومدن برف ودیدنش٬"یاد اونروزی افتادم که چند سال پیش با اتوموبیل در کوچه های برفی به آرومی میرفتم"یهو دیدم یه زن میانسال به دنبالم به حال دویدن داره میاد- انگار با من کار داشت و متوقف شدم.از پشت پنجره که شیشه رو پائین زده بودم اشک هاشو میدیدم که می گفت بچه هام گرسنه موندن و هیچی ندارن!آقا میمیرند..........................
در کشور ما -اونجائی که منادیان حق واسلام حکم میرانند.البته هر جای دنیا ممکنه باشه این چیزها ومحدود-نه اینکه روز به روز رو به افزایش..............
خیلی وقته آسمون سرزمین خودمونو آبی ندیدم٬وقلبهارو زلال و صاف""٬انگاری بوی نشاط و شادی و با عشق زندگی کردن و بهره گرفتن از مواهب زندگی٬جزء گناهان به شمار می آد........
دلم از اینهمه تکرار خسته میشه٬و باید راهی پیدا کنم""ایکاش می تونستم یه بار دیگه از نو متولد بشم.
یه بار دیگه از کودکی شروع کنم.اوه نه بازم اگه اینا می اومدن همین میشد"نفس مون سالهاست که تو شیشه کردن.... دیدی چه به روزمون آوردن٬همه ازهم دور"
دیدی چه طوری روزهای زندگی رو سر میکنیم" آیا مردم دنیام اینطو........... ![]() |