تبليغاتX
رهگذار عمر - یک ژورنالیست دیکتاتور

خیلی بهم برخورد٬البته به پره قبام. وقتی دیدم کامنتم پاک شد.فکر نکنید الان میخوام در مورد یک شخصیت بد یا خیلی بد صحبت کنم ویا یک ضایعه میخوام تعریف کنم!!!.موضوع از اینجا آب میخوره که  چند روز پیش رفتم به وبلاگ یک خبرنگاری که مدتها می شناسمش ٬میشه گفت  آشنا هستیم وشاید یک دوست وهمینطور هم یک خانوم هموطن هست. وتقریبآ میشه گفت سالهاست قلم می زند .البته فکر نکنید سن بالایی داشته باشد.هنوز جوان هست چیزی حدود ۳۰ بهار را پشت سر گذاشته است.مطلب بسیار زیبایی نوشته بود در مورد مسایل جاری کشور وآخرسری به قول ما ایرانیها تیکه ایی پرانده بود ویا نکته ایی گفته بود که من هم بسیار لذت بردم وبه نظرم خیلی ظریف و عالی بودو حتی دیگران هم خوششان اومده بود.بهر صورت رفتم برای کامنت.اولین کامنت را یه شکلک خنده براش فرستادم و بعد به دنباله آن فوری رفتم که برای این مطلبش  کامنت نوشتنی بنویسم دیدم هر چه می نویسم وارسال می کنم با در بسته که نوشته می شود کامنت پذیرفته نمیشه وبعد هم  دیگه اکتیو نشد ودر هر صورت نتونستم کامنت بذارم وخودم هم کمی نا راحت شدم.اونشب گذشت وفردا که به منزل می اومدم تمام ذهن وحواسم بود که حتمآ در اولین فرصت براش کامنت بذارم.به ذهنم خطور کرد که ممکنه نا راحت بشه٬ اما  در عین حال گفتم خب خودش متوجه میشه که این بخاطر مطلب زیبا ونکته سنج ویا.....هست  . وقتی در اولین فرصت به وبلاگش رفتم در کمال نا باوری دیدم کامنتم  پاک شده!بهم خیلی برخورد ومتاثر شدم.اول برای پاک شدن همان شکلک.اما بعدش خیلی چیز ها به ذهنم رسید.

۱-هر کدام ما چقدر در مقابل انتقاد یا نظر مخالف تحمل داریم .(که کامنت من نه انتقاد بود نه نظر مخالف)فقط اشتباه برداشت ایشان بوده

۲-وانگهی خانوم خبرنگار شما خودتان بارها وبارها از بد بودن سانسور وغیره می گوئید.حال اگر اوضاع دستتان بود  آیا میتوانستیم مطمئن باشیم با آزادی هایی که میخواهید الان٬ آیا آنموقع اعمال می کردید؟ یا بدتر از اکنون بود.

۳-شما حداقل کمی فکر میکردید وبه حرمت دوستی مان.از من سئوال می کردید چند وچونش را.

۴- آیا یک شکلک خنده اینقدر زجر آور بود؟ که باز هم تاکید میکنم اگر خودتان به نوشته زیبایی که نوشتید اعتقاد داشتید وبخصوص آن نکته آخر را. جز از آن کامنت تایید وزیبا نوشتن شما را تحسین کند٬چیز دیگری نبود.

۵-این مورد را نمی دانم ضعف بنامم یا سوءتفاهم.یا روحیه حساس

اما چرا اینجا نوشتم؟:

به این خاطرنبود که یک مسئله خصوصی را در عموم مطرح کنم٬بلکه بیشتر توجه خودم ودوستان را به سوء تفاهماتی که می تواند در فضای مجازی رخ دهد  جلب نمایم .البته این فقط یک نوعش هست وموارد بسیاری دارد. مطمئنم هر کدام از شما در این فضای مجازی با این نمونه ها برخورد داشتید.چه خوب اگر در حوصله تان بود.برای این پست کامنت وار  تعریف کنید تا بیشتر از تجربه ها و سوء تفاهم هایی اینچنینی  در فضای مجازی با خبرباشیم.

نا گفته نماند که من با همه این گفته ها محتمل میدانم که اگر با ایشان صحبت کنم ممکن است پی ببرم که یا اشتباه از طرف من بوده ویا عجله در قضاوت کرده ام.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:9 توسط نوید |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

موج سوم
آيا سؤالی داريد؟
اشتياق
امروز
مانیا
ساچمه اسپیرو
ندای خالی ندای پر
رویای گمشده
دلتنگى هاى خيابان شانزدهم
کــلـــبـــه کـــوچـــک مـــن
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384



پیوندها

tv
violet
ashghane
farhad
music
مهارت های شاد زیستن
دنیای بازیهای تصویری
ملاحت
خاطرات طلایی
تو هرگز نخواهی کُشت
دست پخت ژورنالیست ایرونی
ashghane
مرد مصلوب
kamilia
ارتفاع ِ شُکوه‌ناک ِ فروتني
توسعه وصنعت
کاکتوس
eslahtalaban
دکهء الکترونیکی
بی نقاب
آتشکده
نرگس رعنا
asheghane
galesh
مرهم درد
رازهای سر به مهر آفرینش
روزنامه ها
آواز بلند
سیاه مشق
hamava
music
tr...
ای روزگار
ghaleb
ghaleb
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin